وبلاگ تخصصی علوم تجربی شاهیندژ

علوم تجربی

  روش های مطالعه

جهت خواندن این پست به ادامه مطلب مراجعه کنید

 


برچسب‌ها: روش های مطالعه, مطالعه, چگونه مطالعه ای پر بار داشته باشیم
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آذر ۱۳۹۰ساعت 12:39  توسط منصور چراغی  | 

به نام خدا ......................سئوالات  هشتم .....................فروردین .....................

 

تعداد کروموزوم های  پروانه 380   و کروموزوم های مرغ   .. 78 ...و کروموزوم های انسان 46 عدد می باشد . بین تعداد کروموزوم ها و جسه ی موجود زنده چه ارتباطی وجود دارد؟

1

برای سلامتی یک فرد، سلامتی سلول های جنسی اهمیت دارد یا سلامتی سلول های غیر جنسی و چرا ؟

2

چرا بعضی از مواد و پدیده ها توان ایجاد سرطان را دارند ولی بعضی ندارند ؟

3

زن و مردی که پوستی بسیار روشن و سفید داشتند بعد از سالها کار کردن در زیر تابش آفتاب ، رنگ پوستشان بسیار تیره و بعد از آن صاحب فرزندی با پوست تیره شده اند . شما این موضوع را چگونه ارزیابی می کنید .

4

باکتری ها به روش غیر جنسی ( دو نیم شدن ) زیاد می شوند . آیا در این حالت زاده های حاصل = باکتری های تولید شده ( فرزندان) دقیقاً مثل هم هستند یا خیر جواب خود را توضیح دهید .

5

در یک مکان پرورش اردک دو اردک که در یک زمان از تخم بیرون آمده اند و از ظاهر آنها نر و یا ماده بودن آنها  قابل تشخیص نبود . صاحب آنها به بچه ها گفت بچه ها وقتی آنها بزرگ شوند . تشخیص جنسیت آنها بسیار آسان خواهد بود . ولی بعد از بزرگ شدن آنها ، باز هم آنها از ظاهرشان قابل تشخیص نبودند . به نظر شما علت چیست ؟ 

6

در هر یک از موارد زیر ساده ترین روش برای جلوگیری از ترکیب سلول های جنسی نر و ماده با هم را بنویسید .

الف ) در یک گل بزرگ و تنها ( که در خانه شما می باشد ): 

ب ) جلوگیری از لقاح سلول های جنسی نر و ماده                             در گل های یک درخت تنومند زردآلو :

7

شارژ کردن باطری ها ( باتری ) به چه معنی است . توضیح دهید .

8

اگر به انتهای سیم رشته ای داخل لامپ یک سیم مسی وصل و آن را به نوک انگشتان خود بزنیم . آیا دچار برق گرفتگی می شویم ؟ جواب خود را توضیح دهید .

9

علت ایجاد چرخش در موتور الکتریکی را بنویسید .

10

روشی برای تبدیل انرژی جنبشی به انرژی الکتریکی در خانه نوشته و اساس کار آن را توضیح دهید .

11

هنگامی که یک میله ی پلاستیکی مالیده شده به پشم را که دارای بار الکتریکی منفی می باشد به باریکه ی آب نزدیک می کنیم ، باریکه ی آب به میله نزدیک می شود . با توجه به اینکه مولکول آب مولکولی قطبی است ( هم سر مثبت دارد و هم سر منفی دارد ) بگویید که چرا باریکه ی آب از میله دور نمی شود ؟

12

تفاوت سنگ با کانی چیست ؟

13

از یافتن کانی های زیر در یک منطقه چه اطلاعاتی را از محل تشکیل آنه در زمان تشکیل بدست می آید ؟

الف ) کانی کواتز :

ب ) کانی گرافیت :

ج ) کانی هالیت :

14

ارزش یک سنگ به چه عواملی بستگی دارد ؟ برای هر کدام مثالی بزنید تا اثر عامل مورد نظر را نشان دهد .

15

در یک سنگ هم دانه های ریز و هم دانه های بزرگ دیده می شود . علت را بیان کنید .

16

در آسمان یک منطقه – رطوبت کافی وجود دارد ، دمای هوا به اندازه ی کافی سرد شده که سبب تراکم بخار آب شود – و سطح جامدی در اختیار می باشد که مولکول های آب به آن بچسبند و ببارند ( شروط لازم برای بارندگی ) ولی بارندگی صورت نمی گیرد . به نظر شما علت چه می تواند باشد و راه کار شما برای این مشکل چیست ؟

17

در زیر کامیون های باری زنجیری فلزی آویزان است کابرد و نقش آن را بیان کنید و بگویید عاملی که استفاده ی آن را اجباری می کند ، چگونه حادث ( بوجود آمدن ) می شود .

18

چرا حشراتی مانند زنبوردر گرده افشانی نقش بیشتری دارند ؟  .

19

چرا دوقلو های غیر همسان شباهت کمتری از دو قلو های  همسان دارند ؟

20

در پناه حضرت باری تعالی ، مُحِقِ موفقییت باشید .. م – چ

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم فروردین ۱۳۹۴ساعت 8:43  توسط منصور چراغی  | 

به نام خدا

چند سوال فیزیک

1 ) برق ده هزار ولت نیروگاه ها را که به شهر ها می رسد چگونه به 220 ولت شهری تبدیل می کنند ؟ اساس کار چگونه است ؟

2 ) قبلاً هواپیماها ، مخصوصاً هواپیماهای مسافربری هنگام فرود آمدن در فرودگاه ها آتش می گرفتند . با یک روش ساده از آن جلوگیری کردند آن را توضیح دهید .

3) اگر یک میله ی شیشه ای باردار ( با بار مثبت ) را به یکی از دو سر یک میله ی فلزی بدون بار نزدیک کنیم که روی یک پایه ی عایق قرار دارد . الکترون ها در میله ی فلزی به انتهای که به میله ی شیشه ای نزدیک است می روند . چرا ؟

و در ثانی با وجود اینکه در میله ی فلزی منبع تقریبا! پایان ناپذیری از الکترون ها وجود دارد . چرا جریان الکترون ها به این انتها متوقف می شود ؟

4 ) یک الکترون در امتداد نصف النهار گرینویج به موازات سطح زمین به طرف قطب شمال حرکت می کند راستای نیروی مغناطیسی را که بر این الکترون وارد می شود را در دو نقطه ی 1 ) واقع در استوا  2) واقع در قطب شمال . را تعیین کنید .

5 ) به طور جداگانه توضیح دهید .در آرمیچر و در موتور الکتریکی چند آهن ربا بکار می رود و نحوه ی قرارگیری آنها چگونه است . و آیا بین نحوه ی استقرار آنها در دو وسیله ی نام برده شده با هم متفاوت است یا نه ؟ در صورت متفاوت بودن ، تفاوت آن ها را بنویسید .

 

سوالات زیست شناسی :

1 ) چرا با وجود اینکه دو قلو های یکسان از یک سلول تخم بوجود آمده اند و به ظاهر باید از ذخیره ی ژنتیکی برابری برخوردار باشند و در یک محیط ( رحم مادر ) رشد یافته اند . ولی کاملاً یکسان نیستند ؟

2 ) چرا در بعضی از مواقع ، توده های علف که توسط روستائیان برای مصرف دام ها جمع آوری شده بدون دخالت عوامل آتش زای بیرونی خود به خود آتش می گیرند ؟

 

 

3 ) در بعضی مناطق از جمله در شهر مان ( شاهین دژ ) بعضی ها ساقه ی نوعی خار را از نزدیکی سطح زمی بریده و آن را از وسط شکافته ، و دانه ی هندوانه  را در این شکاف نهاده و و با یک نخ آن را می بندند . بعد از مدتی بوته ی هندوانه رشد کرده و بزرگ شده و میوه های مطلوبی می دهد . ارتباط این دو گیاه چگونه است ؟ نحوه ی ارتباط هندوانه با خار )

 

 

 

4 ) در مورد چشم به سوالات زیر پاسخ دهید .

الف ) در پرکاری تیروئید در پشت کره ی چشم لایه ی چربی تشکیل می شود . این پدیده چه تاثیری بر بینایی فرد دارد ( از نظر نزدیک بینی و دور بینی ) دلیل ارائه دهید .

ب ) اگر کسی بر اثر خوردن نمک اضافی دچار مشکل چشم شود،  این مشکل چگونه حاصل می شود و اثراین مشکل بیشتر در راستای نزدیک بینی است یا دور بینی .

ج ) اگر کسی اول دجار مشکل سوال ب  شود بعد دچار مشکل  سوال الف شود . نتیجه ی این دو مشکل بر اساس استدلال شما بهتر خواهد بود یا بدتر .  برای فرد

د ) چرا کسی که دچار نزدیک بینی است در سنین بالا ( پیری ) کمی از این مشکل او کاسته می شود ؟

 

سوالات شیمی :

1 )  چرا افزایش دما تاثیری در میزان انحلال نمک در آب ندارد  ولی میزان انحلال  شکر در آب را افزایش می دهد ؟

 

2 ) آیا ماده ای وجود دارد که انحلال آن در آب یک واکنش شیمیایی محسوب شود ؟

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم فروردین ۱۳۹۴ساعت 2:21  توسط منصور چراغی  | 

 

 

 

 

روش های بهبود  رفتار توجه :

توجه مانند سایر مهارت ها نمی تواند به تنهایی و به صورت مجزا بهبود یابد . همه ی روش های آموزشی برای تقویت توجه ، باید در ارتباط با یک تکلیف خاص رشد کنند . ما « توجه » را تعلیم نمی دهیم ، بلکه « توجه کردن » و تمرکز به چیز های مختلف را تعلیم می دهیم .

آموزش « توجه کردن » در یک فعا لیت خاص مانند خواندن ، هجی کردن ، نوشتن و حتی بازی کردن و ...........بسیار ضروری است . و انتقال رفتار« توجه کردن » از فعالیتی به فعالیت دیگر ، از اهمیت خاصی برخوردار است .

به عنوان مثال ، برای بهبود توجه در تکلیف نوشتن ، ابتدا کودک باید درست و راحت  بنشیند ، قلم را به صورت صحیح در دست بگیرد ، فاصله ی قلم تا کاغذ را رعایت کند ، به جهت نوشتن توجه داشته باشد ، بین کلمه ها فاصله بگذارد ، از نگاه کردن به اطراف و صحبت کردن بپرهیزد و تمام حواسش به نوشتن باشد و بتواند این حالت را حفظ کند . و کودکانی که در زمان طولانی تری حالت های فیزیکی نامبرده شده را حفظ کنند موفق ترند .

وقتی رفتار های توجه مناسب برای آموزش انتخاب شدند ، حالا باید تکنیک ها و راهبرد های آموزشی و لوازم برای افزایش انگیزه و توجه به تکالیف یادگیری مورد نظر را به کار بندیم .

راهبرد های آموزشی و تکنیک هایی که به بهبود ، اصلاح و تقویت « توجه » در کودکان کمک می کند ، عبارتند از

روی توجه انتخابی کار کنید :

اغلب کودکان برای تمرکز روی مطلب یا موردی مشکل دارند . مثلاً ممکن است در یادگیری خواندن به جای تمرکز روی توالی حروف یک کلمه روی طول یک کلمه یا شکل آن متمرکز شوند . در این صورت باید به کودک گفته شود که انجام چه کاری مهم است .و به چه چیزی باید بیشتر دقت کند . معلم باید از طریق تجزیه و تحلیل تکلیف مشخص کند کدام مطلب یا مورد آموزشی مهم است . و پیش ازارائه ی مطلب ، آن را به کودک معرفی کند .

 

تعداد مطالب و موارد آموزشی که ارائه می کنید ، پیچیدگی آن را کم کنید .

وقتی کودک هم زمان با مطالب زیادی روبرو می شود ، در انتخاب مطلب مهم و اساسی دچار مشکل می شود و از توجه کردن به همه ی مطالب باز می ماند . اگر معلم تعدادی از موارد ارائه شده را حذف کند توجه کودک به مطالب بیشتر خواهد شد .

 

افزایش درجه ی شدت یا پررنگ و مهمتر جلوه دادن مطلب یا مورد یادگیری :

 

صدا های ناگهانی ، حرکت ، رنگ، کوچکی و بزرگی  و ... عواملی هستند که می تواند برای جلب توجه بینایی کودکان مورد استفاده قرار گیرند . برای مثال  اگر کودکی در       باز شناسی و خواندن حروف و مصوّت ها مشکل دارد ، معلم می تواند حروف را یک رنگ و مصوّت ها را با رنگ  خاصی ارائه دهد تا توجه کودک را جلب کند . یا اگر بخواهیم در جمله های که می خواند . به یک کلمه ی خاص توجه و دقّت داشته باشد . در حال خواندن وقتی به آن کلمه رسید ، باید یک ضربه به میز بزند تا متن را تمام کند .

 

                                       استفاده از تازگی و ایجاد جذّابیت :

یک روش موثر برای جهت دادن به توجه کودکان ، تازگی و شگفت انگیز بودن است     معر   فی چیز های جدید ، متفاوت یا غیر معمول در یک موقعیت یاد گیری ، اغلب توجه کودکان را جلب می کند . برای مثال ، استفاده از رایانه در آموزش خواندن یا نوشتن.

 

به کار گرفتن حس لامسه و حرکت :

سیستم آموزش « فرنالد » مثال خوبی است از اینکه چه طور حس های لامسه و حرکتی  می توانند به کودک کمک کنند تا از طریق ترسیم طرح های حروف هنگامی که در حال گفتن نام یا صدای آن هاست ، به محرک دیداری کمک کند . روش چند حسی فرنالد به این صورت است که به کودک داستان های خاصی ارائه و آن قدر تکرار می شود که آن را خوب یاد بگیرد و در این صورت ، کودک دارای یک خزانه لغات انتخابی خواهد شد . در این روش کودک لغت را می گوید ، لغت نوشته شده را می بیند ، روی لغت را با انگشت اشاره دست می کشد و آن را ردیابی می کند ، لغت را با استفاده از حافظه ی خود می نویسد ، دوباره لغت را می بیند و لغت را با صدای بلند می خواند.

 

موضوع و مطالب را دسته بندی کنید و در گروه های مشترک ارائه دهید

اطلاعات را می توانید در مجموعه هایی که در ابعاد معمولی مشترک هستند ، ارائه دهید ( اسکات 1966) کلمات هم خانواده در تکلیف خواندن و روش های انتقال ، مثال هایی از محتویات یاد گیری در مجموعه هاست .

 

طول مدت توجه را افزایش دهید :

 

برخی از کودکان می توانند محرک مربوط را انتخاب و به آن توجه کنند . امّا طول مدت توجه آن بسیار محدود است . برای افزایش طول مدت توجه ، باید در مورد آنچه که باید انجام شود،توضیح دقیق دهید .

مشخص کردن  وسعت و محدوده ی کاری که برای انجام دادن یک تکلیف ضروری است ، بسیار مفید است .

همچنین تقسیم کردن تکالیف به خرده تکلیف ( یعنی خرد کردن و ریز کردن تکلیف کلی ) مفید است . وقتی کودکان بدانند چه انتظاری از آنها دارند و بفهمند  که در هر مرحله چه کار های باید انجام دهند ، بهتر می توانند در مورد رابطه ی بین  هر خرده تکلیف با انجام تکلیف به عنوان کل قضاوت کنند و تمرین ها و تکالیف را بهتر و با تمرکز بیشتر انجام می دهند .

 

                                                    : از زمان سنج ( ساعت یا کرنومتر) استفاده کنید

 

به کودکان اجازه دهید طول مدت لازم برای انجام کار را تخمین بزنند و سپس از یک    زمان سنج استفاده کنید و هنگامی که کودک موفّق شد ، در طول زمان توافق شده توجه خود را حفظ کند و به کار خود ادامه دهد ، او را تشویق کنید . مثلاً برای نوشتن تکلیف یک صفحه ای با کودک توافق کرده اید که در 10 دقیقه این کار را انجام دهید ، بدون آنکه حواسش پرت شود ، اگر توانست در مدت تعیین شده توجه خود را حفظ کند و تکلیف را با دقّت انجام دهد ، تشویقش کنید .

 

زمان انجام تکالیف را به تدریج افزایش دهید :

 

ابتدا زمان لازم برای انجام یک تکلیف را با  دامنه ی توجه کودک منطبق کنید . همیشه از تکالیف ساده و زمان کوتاه استفاده کنید و سپس به تدریج طول مدتی را که بر روی تکلیف کار می شود را ، افزایش دهید . این مسئله بسیار مهم است که کودک احساس کامل کردن یک کار و در نتیجه ، احساس موفقیّت را کسب کند . این احساس از طریق افزایش تدریجی زمان کار روی تکلیف و داشتن یاداشت های مربوط به طول مدت تداوم و حفظ توجه ایجاد شود .

 

تعدادی کار های متفرقه به کودک ارائه دهید .

ارائه ی کار های متفرقه باعث می شود موقعیت هایی را که مستلزم توجه هستند ، از موقعیت های دیگر تشخیص دهد  و به تدریج تعداد کار های متفرقه  را کم کنید تا کودک به انجام کار های فهرست شده ی خویش تشویق شود .

 

در یک زمان واحد ، فقط از یک کانال حسی ( کانال بینایی ، کانال شنوایی و ........) درخواست هایی داشته باشید .:

 

اگر در یک زمان کار هایی که انتظار داریم کودک انجام دهد ، فقط به یک کانال حسی نیاز داشته باشد ، بسیار مفید است . برای مثال ، وقتی معلّم صحبت می کند ، به کانال شنوایی کودک نیاز است . انجام کار هایی که به چند کانال حسی نیاز دارد ، برای کودکانی که      بی دقت و بی توجه  هستند ، مفید نیست  و باید کانال های حسی را به تدریج و همراه با بالا رفتن توجه، افزایش داد .

 

توجه و دقّت زنجیره ای را بهبود بخشید :

 

یک تکلیف اغلب شامل یک سری از کار های است که باید به ترتیب خاصی انجام شوند . و این امر ، دقّت و توجه را در مراحل مختلف و در زنجیره های وابسته به هم می طلبد . برای مثال ، وقتی کودک می خواهد مسواک بزند باید یک سری از کار ها را به ترتیب خاص و به صورت توالی و پشت هم انجام دهد و جابجا کردن فعالیت ها باعث به هم خوردن کار اصلی می شود .

 

 

****** نکته ی تربیتی : آموزش راه های رسیدن به حقیقت  ، مهمتر از خود حقیقت است . این راه ها  را به کودک نشان دهید .*****  ادامۀ مطلب را در آینده بخوانید .   

 

     
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم بهمن ۱۳۹۳ساعت 18:27  توسط منصور چراغی  | 

                           

 

 

 

 

                                                                                                                                                                       

                                                             به نام خدا

چند سوال علمی ( جواب ها با اتکا به اطلاعات  کتاب های دبیرستانی ) :

شیمی :

چرا کودکانی که از قطره ی آهن استفاده می کنند ، اگر دندان هایشان را نشورند ، دندانهایشان  استحکام خود را از دست داده و به تدریج تاجشان می ریزد ؟

 

فیزیک :

                         

1 )با توجه به قواعد و قوانین دانش نور و ویژگی های آن بگویید که چرا آسمان آبی دیده می شود ؟

 

2) آنچه در پشت سر هواپیما های در حال پرواز در آسمان تشکیل می شود ، چه پدیده ای است و چرا و چگونه تشکیل می شود ؟  

 

زیست :

1)در توضیح مراحل تقسیم میوز چنین عنوان می شود که در مرحلۀ پروفاز یک سلول دیپلوئید است و در مرحلۀ پرفاز 2 که کروموزوم ها بین دو سلول حاصل تقسیم می شوند . سلول هاپلوئید محسوب می شود . در ادامه وقتی دوباره کروموزوم ها بین  4 سلول تقسیم می شوند . در مرحلۀ تلو فاز سلول چند کروموزومی است ؟ جواب خود را چگونه توضیح می دهید ؟

 

2) خرس های که موهای سفید دارند از نظر انرژی گرمایی بهرۀ بیشتری در قطب می برند یا آن هایی که رنگ تیره دارند ؟ جواب خود را توضیح دهید .

 زمین شناسی :

اگر درست در قطب شمال ایستاده باشید و با یک دوربین عکاسی بخواهید از ستارگان بالای سر خود عکس بگیرید . تصویر حاصله چگونه خواهد بود و چرا ؟  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم بهمن ۱۳۹۳ساعت 18:10  توسط منصور چراغی  | 

 

 

به نام خدا

یک روز و روح حاکم بر آن

ساعت بعدِ سحر را نشانه رفته ، ولی من صبحی و پگاهی نمی بینم . اتاقم تنگ و تاریک و ظلمانی است .آیا سیاهی شب حاکم است یا که آفتاب بخت من پرتو سیاه می دمد . یا شیشه های پنجره ی نگاهم را ناکسان دوده ی غم گرفته اند . یا که هوای زندگییم را ابر های تیره احاطه نموده اند . خستگی مخوف خواب و انزوا مرا از بیدار شدن وامیدارد . و پلک های رنجورم مرا در بیدار شدن یاری نمی کنند . گوئی ، سنگینی نگاه مردم آن ها را وزین و خشک نموده است . آن ها را با چنگ و دندان و دیلم و جک های اراده و غرور باز می کنم .اطرافم را شبحی از درد و تندیسی از غم می بینم . و خود را زنجیر شده در سیاه چال های  تنهایی به دست خون خوارهای بیکسی و سلّاخ های بطالت حس می کنم . ترازوی زندگییم چه میزان است و معادله های عمرم چقدر مساوی و یر به یر ، درد ها و رنج ها ، بی خوابی ها ، نداشتن ها ، نتوانستن ها ، نخوردن ها ، نپوشیدن ها ، نرفتن ها ، ندیدن ها ، نخواستن ها ی دوران تلاشم برای رسیدن به توانائی ها و اندیشه ها ، سعادت ها ، امید ها ، آرزو ها و رتبه ها : با آلام و زخم و ریش ها و زار نزار های دورهّ ثمرم که نتوانستن در عین توانستن ، نرفتن در عین هدف داشتن ، نگفتن در عین حرف دل داشتن ، نخواستن در عین خواستن ، بی قلم بودن در عین قلم داشتن ، بی ثمر بودن در عین ثمر داشتن و هزاران تناقض دیگر که  برخلاف قانون حاکم که جمع اضداد را غیر ممکن می شمارد . ولی در وجودم جمعند و پاره سنگ برنمی دارند . و طرف اول معادله ی وجودم که تلاش بی ثمر است ، با طرف دوم آن که ثمر بی تلاش است برابری می کند و مو لای درزش نمی رود .

بر می خیزم ، با ستون فقراتی که بی عدالتی اجتماع و زمانه ،خمی ناهمگون تحمیلش نموده ، لحاف مشکی که از تار های سیاه ایام گذشته و پود های تیرۀ  دوران یاس و نا امیدی که در پیش رو داشتم ، بافته شده بود را خم نموده و از بستر پر زاغی زمانۀ ناعادل که یک در میان تیغ های خارپشتی زخم زبان های مردم آن ها را همراهی می کردنند . بیرون خزیدم .

با آبی که همه به زلالیش گواهی می دهند،ولی برایم چون برکه های انرژی که درجای جای وجودم داشتند می گندیدند و بوی تعفن نابرابری و حق کشی میدادند  ، جلوه می نمود . سر و صورت پژمرده از ریشخند های بچه سوسول های دوران کودکیم،و  چروکیده از زخم زبان های کاهلان و کند ذهن های دوران تحصیلم و رنگ پریده از افاده های جوانک های ترسو و بزدل و ربّی وسطحی و  معجون هوویّت ، دوران جوانیم را صفای خونین می دهم . و از صابون های که افراد بوقلمون صفت این خزنده های آفتاب پرست ، زیر پایم زده اند ، آب صابونی مهیا نموده و دستانم را طهارت امید می دهم . زبانم را چرخانده و دهانم را پاک نموده و تفی می نمایم قیری و فلفلی بر صورت قالب های بی غیرت و غیرت های بی قالبی که سیاهیش آیتی از سیاهی زمانه است و تلخیش نشانه ای از تندی روزگار . سفره ای باز می کنم . نقش دار و رنگ به رنگ ، که نقش این سفره نقش ظاهر سازانِ بد کرداری  که رُل زیبایی و صداقت را بازی می کنند را بیاد می آورد . و رنگش ، رنگ و ریای مزوران و ریاکاران را به رخ می کشد . در این سفره مربای سرخی نهاده ام ، که سرخیش، خون جگر محرومان و درماندگان را بر روی پرده ی سینمای زندگی می آورد و ماستی که پاکی و سفیدی پرونده ی دردمندان و به زنجیر کشیده ها و بی رگی رگه داران را فریاد می زند . . نانی خشک و سفالین که فقر و نداری اکثریت مردم را به صور اسرافیل گذاشته . یُبس و خشکی اقلیتی ........... از خود متشکر را در کوس رسوائی می نوازد . و لیوان آبی که طهارت و پاکی زاغه نشین ها را گواهی می دهد و ………………………………………………

آئینه می گردد .…………………..

در این ناکجا آباد بربریت همه چیز نفرت انگیز و تهوع آور شده است . خوب و بدش ، خیر و شرّش ، سردو گرمش ، شهد و شرنگش ، زهر و سمّش ، سمت و سویش ، کرّ و فرّش ، جاه و جُرمش ، از نسیم  صبحگاهی و عطر گلهای بهاریش تا سوز زمستانی و گند آب های پائیزیش ،، از ناربن های نعیمش تا پشکبن های لعینش ، خوبان همه بد شده اند  و بدان بدتر ، سلام ها همه آغشته ی زهرند و وداع ها خنجر های ترفند .  به پا می خیزم و به زور غیرت و به پاس رگ های ورقلوبیدۀ پیشانیم ، قامت خمیده ام را قامت سرو می دهم . کُتی کهنه می پوشم از البسه ی شرافت ، پیراهنی وارفته از جامه های صداقت ، ساعتی بر مچ که با همۀ فرسودگیش ، ارزش زمان و بی ارزشی زمانه را با دقّتی باور نکردنی گوشزد می نماید . کفشی به پا که با همۀ پارگیش ، پارینگی ظلم و و مظلومیت پابرهنه ها را فریاد می زند . با این پایپوش کهنه و مندرس ، پشت پایی می زنم محکم و قدر بر کهنه حلبی بو گرفتۀ کنسرو دنیا پرستی ، براه می افتم با پا های استوار و محکم ، سینه ای ستبر و قلبی امیدوار ، سری بالا و گردنی فراز ، در امید را با طمأنینه رو به باغ زندگی  باز نموده ، ، دربی که رو به نمایشگر خیانت و ناجوانمردی ، خواهش و خود شکنی ، و بی عدالتی دیگران ، باز می شد را با چنان ضربتی به هم کوبیدم که چهار چوبه ی آن از هم باز شود..................10/4/1376/..............م-چ

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم بهمن ۱۳۹۳ساعت 17:40  توسط منصور چراغی  | 

 

 

 

 

 

به نام خدا

تمنّای دل از صاحب دلان

ای خداوند مهربان و رعوف ، منعما: آجزانه می خواهم که گِرا بدی به فکرم ، غِنا بدی به روحم ، وفا بدی به قلبم ، صَلا بدی به دستم وانگه پایم را ببندی به دستم ، نِدا بدی به گوشم ، حَیا بدی به دیده ام ، صفا بدی به سینه ام .

کارسازا مکرما ! تطهیر نما جسمم را ، شیرین نما کامم را ، نیک منظر نما نامم را ، سبک نما خوابم را ، تضمین نما راهم را و خیر نما یادم را .با شرف نما کارم را . کمک نما فکر خامم را ، حلال کن شامم را ، پر از صید معرفت کن دامم را ، با خود کن هر آنم را ، مخفی نما رازم را ،راهی حق کن پایم را ، بر سر کفر کن هایم را ، آغشته به مهر کن نانم را ، افسار کن نفس هارم را ، سرشار از معرفت کن کانم را ،فدای عشق پاک کن جانم را ،با معشوق ، لحظه کن سالم را ،به همراه حق کن خنده و زارم را ، تصدیق کن فالم را ، سبک کن بارم را ، فدیه ی یار کن مالم را ..........................     

ویا اگر لایق نیستم :

ای گرگ های هار و شکم باره ؛ بدرانید بند بندم را و پر کنید انبانتان را از این لش لاش خوری ،                                                                                                                                ای سگان ولگرد ! سوا کنید رگ هایم را و پوست کنید ، کلّۀ خالی و هزار سودائیم را ،                                                                                                                                  ای شراره های آتش ! بر جانم ریزید و خاکستر نمائید ، این جان جنون گرفته را ،                                                                                                                                                             ای تیغ های زهراگین ! بر سینه ام فرود آیید و رشته رشته نمایید این دل بی ریشه را ،                                                                                                                                    ای تگرگ های سربی ! بر سرم بارید و تور پرده نمایید این صورت بی پرده ام را

                                                                                                                               ای ریختگران بی ریخت و جلاد صفت ! چشمانم را پر کنید از سرب داغ ، تا داغ دیگری بر دلم نزند .

ای زهر های مهلک ! پر کنید کامم را ، تا ناکام گردد از این دنیای کامران .

ای درد های جانکاه ! بر تنم ریزید و نابود سازید این تن ناتنی از حق را .

ای شمشیر های آخته ! فرود آیید و قلم نمایید این دستان قلم از دست داده را .

ای غم های جانگداز ! جگرم را پر خون کنید ، تا این ترسوی بی جگر ، محو گردد از دخمۀ سینه ام .

ای نشتر های مسموم ! نگه دارید قلبم را تپش ، تا فرسوده گردد این تپندل بی تب تاب .

ای گراز های وحشی ! در بر گیرید ، پاهایم را و پوست کنید این ستون های نا استوار به حق را .

ای قیر گدازان جهنمی ! پر کنید گوشم را از قیر قلیان یافته ، تا کر شود این مستمع به ظلم و ناشنوا به مظلومیت .

ای گرزهای آتیلایی ! بشکافید دهانم را ، این فک های منفک از حقیقت را .

ای خوک های کثیف ! له کنید زبانم را ، این گویای باطل و و ناوارد به خدا را .

ای موش های غول پیکر و نجس ! بجویید روده هایم را ، این رود های لایتناهی حرص و آز را .........                  .1/1/75 م- چ

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم بهمن ۱۳۹۳ساعت 17:19  توسط منصور چراغی  | 

نمــونه ســوالات زمین شناسی سوم تجربی در ادامه مطلبــــــــــــــ


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم آبان ۱۳۹۳ساعت 20:14  توسط منصور چراغی  | 

نمونــــــه ســــوالات زمین پیش در ادامــــــــه مطلبـــــــــــــ


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم آبان ۱۳۹۳ساعت 21:7  توسط منصور چراغی  | 

نمــونه ســوالات زمین پیش در ادامه مطلبـــــــــــــــــــــــ


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم آبان ۱۳۹۳ساعت 20:58  توسط منصور چراغی  | 

مطالب قدیمی‌تر